نقش والدین در تربیت کودکان

انواع رفتارهای والدین با فرزندان:

 با توجه به بافت فرهنگی جامعه ما و نگرش های متفاوت والدین در تربیت فرزندان رفتارهای ما با فرزندان در سه نوع رفتار خلاصه می شود:

الف ـ رفتار مستبدانه: گروهی از والدین به منظور کنترل بیشر فرزندان و همچنین عدم اطمینان به شرایط موجود در جامعه، سعی در کنترل روابط فرزندان خود با جامعه دارند. آن ها تصور می کنند تسلط در کنترل رفتار و تربیت فرزندان خود را دارند و هیچ احدی جرات نفوذ در تغییر رفتار فرزندان آنها نخواهد داشت.

در حالی که آنان فرزندان خود را از آموزش های اجتماعی محروم کرده و کاملا وابسته به خود بار می آورند و قدرت فکر و خطا و آزمایش را از آنان می گیرند. اما با ورود این فرزندان به جامعه و ضرورت اتخاذ تصمیم به دلیل نداشتن تجربه و اعتماد به نفس با مشکل مواجه می شوند.

ب ـ رفتار سازشکارانه: رفتاری که در آن حقوق دیگران مهم تر از حقوق خود است و بر آن اولویت دارد، به کلامی دیگر، دیگران حق دارند ولی شما حقی ندارید. هدف اصلی رفتار سازشکارانه اجتناب از برخورد و راضی نگه داشتن فرندان است (فرزند سالاری).

ج ـ رفتار مدبرانه: دفاع از حقوق خود، به طوری که حقوق دیگران پایمال نشده و تعادل در نظر گرفته شود و نه رفتار مستبدانه و نه رفتار سازشکارانه، بلکه رفتار معقولانه و منطقی که در آن باید سعی شود منطق فرزند تحریک شود و نه خشم و لجاجت، داشتن رابطه دوستی با فرزندان، بیان نیازها، خواسته ها، نظرات، احساسات و عقاید خود به صورت مستقیم و به دور از هر گونه ابهام و با روش های مناسب قادر خواهد بود فرزند شما را در این حوزه یاری کند.

 

روش های مناسب:

1- به خاطر داشته باشید اگر تقاضای کودک خود را به دلیلی رد کردید، توضیحات خود را برای او با زبانی ساده بیان کنید.

2- وقتی که جواب مثبت می دهید روی تصمیم خود باقی بمانید. به عنوان مثال اگر پاسخ شما در مقابل رفتارهای زیاده طلبانه کودکتان به آنها می آموزاند که چطور می توان چیزی را به دست آورد، اگر به طفل اجازه داده شود که با روش خود و با گریه و جیغ و داد      خواسته های خود را به دست آورد، او تصور خواهد کرد که می تواند با ساده ترین شیوه راه خود را پیش ببرد. از سوی دیگر اگر شما اغلب تسلیم خواسته های کودکتان می شوید،   انگیزه های شخصی خودتان را بررسی کنید (منطق اولیه) همچنین اگر بخواهید به هر قیمتی نگهبان صلح و آرامش باشید کودکان یاد می گیرند که الم شنگه به پا کردن کارساز است پس باید در تصمیم خود استوار باشید.

 مایکل ونیز کارشناس امور کودکان معتقد است: «در این گونه موارد اگر لازم شد مغازه را ترک کنید، گاه برای اثبات یک نکته باید خود را ناراحت کنید، وظیفه شما به عنوان یک والد، این است که به کودکان خود کمک کنید تا تصمیم بگیرند که چه چیزی ارزش به دست آوردن را دارد و آنگاه به آن ها نشان دهید که راه صحیح کدام است. درس مهمی که آن ها یاد می گیرند این است که برای به دست آوردن خواسته شان باید تلاشی منطقی داشته باشند.

 نیازهای دانش آموزان:

 یکی از محققان می گوید: «تا آن اندازه که در فکر کفش پاهای فرزندانمان هستیم در فکر پرورش ذهن آن ها نیستیم. ما برای خریدن یک جفت کفش حداقل به پنج یا شش مغازه سر می زنیم تا از نظر رنگ، مرغوبیت، جنس، اندازه، مدل، قیمت و .. مناسب باشد ولی برای پرورش مغز و اندیشه آن ها چه کار کرده ایم.»

وقتی سخن از نیازها به میان می آید، فقط حرف از خوردن و خوابیدن مطرح نمی شود بلکه نیازهای دیگری مانند عشق، محبت، وابستگی، احترام، احساس ارزشمندی و .. نیز وجود دارد. از سوی دیگر همه نیازها را خانواده و والدین نمی توانند پاسخگو باشند، ولی اگر والدین از شکل و چگونگی این نیازها آگاه باشند می توانند زمینه ساز ارضای این نیازها باشند. اگر ما بدانیم که فرزندمان برای ارضای پاره ای از نیازهای خود به چند دوست صمیمی و خوب نیازمند است در آن صورت او را از برقراری یک رابطه دوستانه با دیگران منع نخواهیم کرد.

والدین با فرزندانی روبه رو هستند که هر کدام از آن ها علایق و خواسته های متتنوعی دارند و از ویژگی منحصر به فردی برخوردارند. یکی از این تفاوت های فردی مربوط به جنسیت فرندان است. به نظر شما آیا می توانیم رفتارهای یکسانی را با فرزندان دختر و پسر خود داشته باشیم؟ مطمئنا خیر. دختر دارای روحیاتی خاص است و از روح کاملا لطیف و ظریفی برخوردار است حال آنکه پسر بچه این گونه نیستند و کمتر عاطفی بوده و رفتارهای مردانه ای از خود نشان می دهند.

 دومین نیازی که همه دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می دهد، نیاز به امنیت و احساس آسایش خاطر است این نیاز فوق العاده مهم و اساسی است. اگر دانش آموز در خانه ای به سر برد که هر لحظه در آن نزاع و کشمکش، آرامش او و افراد خانواده را بر هم می زند و رابطه عاطفی سردی ما بین افراد خانواده حکمفرما باشد، آیا هیچ میل و رغبتی برای رشد و شکوفایی و تحصیل و تعلیم بر جای خواهد ماند؟

     والدین گاه می اندیشند که کودکانشان نسبت به مسایل آنان آگاهی و حساسیت ندارند، اما این خطایی بیش نیست. هر چند گاهی شاید کودکان و نوجوانان در ظاهر نسبت به مسایل خانواده بی خیال و بی تفاوت خود را نشان دهند، اما حقیقتا این ظاهر قضیه است و آنان در درون به این مسایل می اندیشند و در عالم تنهایی به دنبال چاره جویی هستند. سومین نیازی که کودکان و نوجوانان در پی ارضای آن هستند، نیاز به عشق، وابستگی ودوست داشتن است، آنها میل دارند تا پدر و مادر آن ها را مورد لطف و توجه خود قرار داده و این اجازه را بدهند تا با آن ها ایجاد رفاقت شود. زمانی که کودک یا نوجوان احساس کند که مقبول پدر و مادر است این احساس در تشدید حس اعتماد به خود و اتکا به نفس بسیار موثر خواهد بود و این اعتماد به نفس به او جرات شرکت در دیگر فعالیت ها را خواهد داد.

از دیگر نیازهای مهم، نیاز به احترام است. آنان دوست دارند که مورد اعتماد و اعتبار دیگران باشند و به عنوان افرادی شناخته شوند که دارای استعدادهای خاص و منحصر به فرد بوده و با دیگران فرق دارند. از تحقیر شدن توسط دیگران بیزارند و دوست دارند در خانواده و اجتماع مورد توجه قرار گیرند. در صورتی که زمینه کافی برای ارضای نیازهای فوق فراهم آید، این توانایی به دانش آموز منتقل خواهد شد که او بتواند بدون دغدغه فکری و با روانی سالم به پیشرفت تحصیلی خود فکر کند و برای آن برنامه ریزی داشته باشد.

 اما سوال مهم این است که در زندگی روزمره که از ناکامی های گوناگون پر است آیا ما به عنوان پدر و مادر می توانیم تمامی نیازهای فوق را برآورده سازیم؟ در جامعه ما الگوهای رفتاری گوناگونی وجود دارد. پدر و مادر تنها الگوی رفتاری کودک یا نوجوان نیستند، بلکه در معرض الگوهای رفتاری متنوعی قرار دارند. نوجوان 12 ساله ای که هر روز ساعت 7 صبح از خانه خارج می شود پس از مدرسه رفتن ساعت یک به خانه بر می گردد، در معرض چند الگوی رفتاری قرار می گیرد و رفتارهای همکلاسی ها، معلم ها و کارکنان مدرسه و افراد دیگر جامعه را می بیند و پاره ای از آن رفتارها، بیشر توجه او را به خود جلب می کنند. وقتی تلویزیون و اینترنت را تماشا می کند بسیاری از رفتارها را از آن سرمشق می گیرد، او سعی می کند با شخصیت های برنامه تلویزیونی هماند سازی کند. به مانند آنان صحبت کند، راه برود، لباس بپوشد و .. بنابراین بر نظر روانشناسان، افرادی الگو و سرمشق قرار می گیرند که مورد توجه فرد سرمشق گیرنده قرار گیرند. در اینجا نیز دانش آموز مورد نظر از میان الگوهای رایج فقط به تعدادی از آنها توجه می کند آنان را سرمشق قرار داده و از رفتارهای آنان تقلید می کند.

     نکته دیگر این که چه نوع رفتارهایی مورد توجه او قرار می گیرد؟

پاسخ آن است رفتارهایی مورد توجه قرار می گیرند که برای او تقویت کننده باشند یعنی رفتارهایی که شخص از مشاهده و انجام آنها لذت ببرد و رفتارهایی که جذابیت داشته و ارزشمند محسوب می شوند.

اگر والدین تصمیم داشته باشند گفته هایشان برای فرزندان ارزشمند تلقی شود، باید خودشان نیز در مقابل عمل به حرف ها و گفته های خود، پایبندی نشان دهند. اگر حرف والدین برای کودکان یا نوجوانان سندیت داشته باشد در آن صورت خود کودک یا نوجوان جذب صحبت والدین خواهد شد و بدون نیاز به اجبار، زور و یا تهدید خودش وظایفش را انجام خواهد داد اگر از این موضوع نگران هستید که چرا فرزندانتان نسبت به گفته های شما بی تفاوت هستند و توجه کافی بر آن ندارند مشکل و مسئله را در خودتان جست و جو کنید:

     به نیت دستیابی به نتیجه بهتر به این مساله دقت کنید:

1- اوقاتی از شبانه روز را به مطالعه کتب و رسانه های گروهی و تصویری اختصاص دهید. این ساعات زمانی باشد که فرزندانتان در حال مطالعه و انجام تکالیف درسی خود هستند.

2- سعی کنید هر چند وقت یک بار به اتفاق همسرتان درباره مطالب مطالعه شده به بحث و مذاکره بپردازید.

3- یک کتابخانه خانوادگی تهیه کنید و طرز استفاده صحیح از آن را به فرزندانتان بیاموزید.

4- ساعاتی که فرزندتان در منزل مطالعه می کند سعی در فراهم کردن محیطی کامل ساکت و امن برای او باشید.

5- از مقایسه ما بین فرزندان و یا با افراد دیگر شدیدا بپرهیزید. کمبودها و نارسایی های درسی و رفتاری آنان را در جمع مطرح نکنید.

6- سعی کنید اگر با کودک یا نوجوان خود دچار مشکل هستید به طور خصوصی و محرمانه موضوع را با او در میان بگذارید و اگر یک بار با او در این زمینه گفت و گو کردید بعدها مجددا موضوع را مطرح نسازید و سعی کنید در این گفت و گو عقل او را تحریک کنید نه خشم و مقاومت او را.

 7- اگر قولی به فرزندتان می دهید حتما به آن عمل کنید در غیر این صورت دلایل عدم امکان عملی شدن قول را برای او توضیح دهید.

 8- از امر و نهی مستقیم بپرهیزید واگر خواستید درباره موضوعی امر و نهی کنید سعی کنید به طور مستقیم نباشد.

9- در قضاوت خود نسبت به دیگران منصفانه برخورد کنید و در رفتارهایتان عدالت را در نظر بگیرید. رعایت و در نظر گرفتن اصول ذکر شده زمینه را برای اعتماد فرزندان به والدینشان آماده می سازد.

/ 0 نظر / 5 بازدید