لقمه حرام در زندگی افراد

با توجه به موارد فوق یکی دیگر از اموری که می تواند موجب سالمسازی جوانان شود ، لقمه حلال است . اسلام به والدین سفارش کرده است که کسب و کار خویش را پاک گردانند و از کسب حرام و حتی آلوده به حرام و مشتبه هم بپرهیزند این امر موجب می شود که فرزندان آنها با لقمه های پاک و حلال پرورش یابند و به همین جهت نیکوکار و پاک شوند .

از طرف دیگر اثرات لقمه های حرام نیز مخرب و خانمانسوز است . وقتی پدر یا مادری به حلال بودن لقمه ای که تهیه می کنند توجه نکنند و هر لقمه ای را از هر راهی در سفره خود و فزندانشان بگذارند ، آتش آن دامنگیر همه افراد خانواده و خصوصا" نسل آنها می شود . فرزندانی که با لقمه های حرام پرورش یابند دیگر رعایت حرمت و تقوا را نخواهند کرد و اصولا" لقمه حرام ، زمینه های کارهای نیکو را در وجود آنان از بین خواهند برد . شهید دستغیب در آثار خود به این نکته اشاره جالبی کرده است : سالها قبل فرزند یکی از علما با سوزن مشک آب سقای آب فروشی را سوراخ کرد . با اعتراض سقا ، آن عالم ربانی به فکر فرو رفت که من که در تهیه لقمه حلال دقت لازم را داشته ام ، چرا فرزندم مرتکب چنین عملی شده است . او از همسرش علت را جویا شد که آیا شما در این باره نظری دارید یا کاری کرده اید و همسر ایشان می گوید : وقتی من به این پسر باردار بودم میوه فروش دوره گردی انار می فروخت . من دلم خیلی انار می خواست اما به دلیل اینکه پولی برای خرید نداشتم سوزنی در یک انار فرو کردم و آن را مکیدم !

آن عالم می گوید : این کار فرزندمان نتیجه همان عمل شماست .

در همین دوران خودمان شاهد بوده و هستیم که فرزندان بعضی از انسانهای خوب منحرف شده اند . کسانی که چه بسا موعظه های آنها هزاران نفر را هدایت کرده است اما غفلت آنها از لقمه های آلوده ای که بر سر سفره های آنان می آمد و توسط فرزندانشان خورده می شد اسباب انحراف و دین ستیزی را در خانواده های آن بزرگان فراهم ساخت . بوده اند فرزندان کسانی که ، به کمونیسم و التقاط و نفاق و حتی مبارزه با نظام اسلامی را در پیش گرفتند و البته به عواقب کار خویش نیز گرفتار شدند .

از سوی دیگر ، خوردن لقمه حرام ، درهای اجابت دعا را بر روی انسان می بندد و رابطه انسان با ملکوت را قطع می کند . حضرت علی (ع) در دعای کمیل از خداوند می خواهد که : خداوندا ! گناهانی را بر ما ببخش و بیامرز که موجب حبس دعا در سینه ما می شود !

همچنین لقمه حرام گوش انسان حرامخوار را بر حق شنوی و اطاعت از راه حق می بندد .

در واقعه عاشورا ، حضرت امام حسین علیه السلام چندین بار با لشکریان یزید صحبت کرد . خود را معرفی کرد و حسب و نسب خویش و پدر و مادر و نسبت آنها با پیامبر را بر ایشان روشن ساخت . حتی از همه راه های منطقی و احساسی برای روشن ساختن حقایق برای آنها استفاده کرد اما اثری نداشت

امام سرانجام در پاسخ دخترش که عرضه داشت : پدر ! مگر شما خودتان را معرفی نکردید و حقلیق را برایشان بیان نکردید فرمود : اینها آنقدر از مال حرام خورده اند که قلبها و دلهایشان را قساوت فراگرفته است . شکم اینها از حرام پر شده است به همین جهت قابل هدایت نیستند !

وقتی کسی بتواند منبع کسب و درآمد خویش را پاک نماید و حقوقی که بر اموال او واجب شده است را بپردازد و لقمه حلال و پاک بر سفره خانواده خود بگذارد در زندگی او نورانیتی پدیدار می شود که سراسر وجود خانواده را فراخواهد گرفت و تربیت یافتگان چنین خانواده ای به دلیل آنکه گوشت و پوست و خون آنها از حلال درست شده است نوعا" انسانهای پاک و حلال خور و معنوی خواهند شد . متاسفانه بی توجهی به کسب حلال ، سراسر زندگی بسیاری از افراد را آلوده ساخته است . کم فروشی ها ، گران فروشی ها ، غش در معاملات ، کم کاری ها ، حق کشی ها ، ندادن حقوق واجب نظیر خمس و زکات و همه موید این مطلب است که متاسفانه بی توجهی به لقمه حلال در زندگی بسیاری از ما جاری است و همین عامل موجب انحراف جوانان و زمینه ساز مشکلات فردی و اجتماعی در جامعه است . می گویند روزی بحلول از کوچه های بغداد می گذشت . هارون با خدم و حشم خود به او رسید  . به اطرافیان خویش گفت با او مطایبه ای ( شوخی) کنیم . سپس رو به بحلول کرد و گفت : شیخ ! ما را نصیحتی کن ! بحلول گفت : آیا غذا خوردن بلدی ؟!

هارون گفت : معلوم است بحلول گفت : بگو چگونه باید غذا خورد ؟!

هارون گفت : دستها را می شوییم ، سر سفره با ادب می نشینیم ، از غذای جلو خویش استفاده می کنیم ، لقمه های کوچک را برمی داریم ، بسم الله می گوییم و بحلول گفت : کسی که آداب غذا خوردن را نمی داند چگونه بر مسلمانان حکومت می راند ؟!

هارون گفت : تو بگو که آداب غذا خوردن چیست ؟!

بحلول گفت : ای خلیفه بدان که اصل آداب غذا خوردن ، خوردن لقمه حلال است ! اگر لقمه ات حرام باشد همه آن کارهایی را هم که گفتی اگر انجام دهی فایده ای ندارد !

هارون و اطرافیان از این جواب نغز بحلول عارف اندیشمندی که بنا به سفارش ائمه و مصلحت خود را به جنون زده بود متحیر شدند و متفکرانه از کنار او گذشتند .

/ 0 نظر / 10 بازدید